تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت
بهترین کدهای جاوا و قالب رایگان


         بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

واژهای بیانگر گناه در قرآن :

 

در زبان قرآن و پیامبر و امامان (ع) با واژهای مختلف ، از گناه  یاد شده ، که هر کدام گویی از بخشی از آثار شوم گناه پرده بر می دارد و بینگر گوناگون بودن گناه است . واژهایی که در قرآن در مورد گناه آمده عبارت است از :

1- ذنب : به معنی دنباله هست . چون هر عمل خطایی یک پی امدو دنباله دارد به عنوان مجازات دنیوی ، که در قرآن 35 مرتبه آمده

2- معصیت : به معنی سر پیچی و خروج از فرمان خداهست . که در قرآن 3 مرتبه آمده .

3- اثم : به معنای کندی و سستی و واماندن و محروم شدن از پاداشها . که در قرآن 48 مرتبه آمده .

4- سیٌئه : به معنای کارقبیح و زشت است و موجب اندوه و نکبت گردد . که در قرآن 165 مرتبه آمده .

5 - جرم : به معنی پست و جداشدن  است . و جریمه و جرائم از همین ماده است . جرم عملی هست که انسان را از تکامل جدا میسازد . که در قرآن 61 مرتبه آمده .

6- حرام : به معنای منع و ممنوعیت است . که در قرآن 75 مرتبه آمده .

7 - خطیئه : غالبا به معنای گناه غیر عمدی است و گاهی در معنای گناه بزرگ استعمال میشود . که در قرآن 22 مرتبه آمده .

8 - فسق : به معنای خروج است و بیانگر خروج گنهکار از مدار اطاعت و بندگی خداست . که او با گناه خود حریم الهی را شکسته و در نتیجه بدون حفاظ مانده است . که در قرآن 53 مرتبه آمده  .

9 - فجور : به معنای دریدگی و پاره شدن پرده حیا و آبرو و دین است که باعث رسوایی است .که در قرآن 6 مرتبه آمده .

10 - فساد : به معنای خروج از حد اعتدال است که نتیجه اش تباهی است .که رد قرآن 50 مرتبه آمده .

11 - منکر : در اصل از انکار به معنای ناآشنا است ، چرا که گناه با فطرت انسان مانوس نیست و عقل آن را زشت میشمرد . که در قرآن 16 مرتبه آمده .

12 - فاحشه : به معنای سخن و کار زشت است که در زشتی ان تردیدی نیست . در قرآن 24 مرتبه آمده .

13 - خَبط : به معنای عدم تعادل به هنگام نشست و برخاست است . گویی گنهکار یک نوع حرکت نامتعادل همرا با سستی دارد .

14 - شرٌ : به معنای هر زشتی است که نوع مردم از آن نفرت دارند .

15 - لَمَم : به معنای نزدیک شدن به گناه ، و به معنی اشیائ اندک است و در گناهان صغیره به کار میرود .

16 - وِزر : به معنی سنگینی است ، و بیشتر در مورد حمل گناه دیگران به کار میرود .

17 - حِنث : ( بر وزن جنس )در اصل به معنای تمایل به باطل و بازخواست آمده است و بیشتر در مورد گناه پیمان شکنی بعد از تعهد که از گناهان بزرگ است .

 

 

و این واژه های ۱۷ گانه هر کدام بیانگر بخشی از آثار شوم گناه ، و حاکی از گوناگونی گناه می باشند و هر یک با پیام مخصوص و هشدار ویژه ای ، انسان را از ارتکاب گناه بر حذر میدارد .

 

             عمری دل خود سیاه بار آوردم

                             

                           یک قلب پر از گناه بار آوردم

                                

                           من قابل اعتماد نبودم ای عشق

                             

                           شرمنده ام افتضاح بار آوردم

 

                             التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386;ساعت 0:31;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

گناه شناسی

 

توجه به أفات :

 

دو باغ را در کنار هم در نظر بگیرید که از نظر آب و خاک و هوا و حرارت و ... یکسانند ، اما باغبان ییک از آنها ، توجه به آفات و آسیبهای آنها داشته ، قهرا آن باغ زا طراوت و شادابی و میوه های خوبی برخوردار است  . ولی باغبان دیگر توجهی به آفات و آسیبها ندارد ، در نتیجه باغی پژمرده و میوه هایی کرم خورده دارد .

انسان هم چنین است . اگر توجه به آفات روحی و جسمی خود نکند ، عنصری خطرناک شد ، ولی اگر با توجه و دقت مراقب خود باشد  ، فردی وارسته و شایسته خواهد شد . آفات در مورد انسان همان گناهان هستند که تمام انبیاء و کتابهای آسمانی انسان را از آلودگی به آن بر حذر داشته اند .

 

بخش اول : معنی گناه و گوناگونی آن .

 

گناه به معنی خلاف است . و در اسلام هرگونه کاری که بر خلاف فرمان خداوند باشد ، گناه محسوب می شود . گناه هر چند کوچک باشد ، چون نافرمانی خداوند است ، بزرگ است .

 

رسول اکرم (ص) در سخنی به ابوذر فرمود :

 

لا تَنظُر اِلی صِغَرِ الخَطیئَةِ ولکن اُنظُر اِلی مَن عَصَیتَهُ . ( کوچکی گناه را ننگر ، بلکه آن را بنگر که از چه کسی نافرمانی میکنی !)

 

مجموعه ورام ج 2ص 53

 

 

ادامه این آپ در آپ های بعدی است . هر کسی مشتاق است ، در هفته های بعد به ما بازم سر بزنه  .

 

 

التماس دعا

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386;ساعت 13:36;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

بسم رب الشهدا و صدیقین

 

سلام به همگی دوستان . خوبید که . دهه فجر رو به همه ایرانیان تبریک میگم .

 

راستش تا ۲ شنبه امتحان دارم نمیرسم آپ بذارم . ببخشید دیگه .

 

 

 

 

بوی گل و سوسن و یاسمن آید

عطر بهاران کنون از سفر آید

جان زتن رفتگان سوی تن آید

رهبر محبوب خلق از سفر آید

دیو چو بیرون رود

فرشته در آید

 

دیگه ببخشید .

 

 

و من الله توفیق

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386;ساعت 20:50;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

سلام علی قلب زینب الصبور

 

گذشت حادثه و داغ آن به جا مانده است

دلم کنار شهبدان کربلا مانده است

اگر چه قافله کربلا گذشت از دشت

برای رفتن ما نیز رد پا مانده است

 

 

 

هیچ دانی که چه رو گه گاه آید زلزله

چون زمین هم میکند با نام زینب هروله

 

 

 

هر طرف می نگرم رو دلم جانب توست

عارفم بیت خدار ا که دلم قبیله نماست

زنده در قلب و دل ما بدن کشته توست

جان مایی و تو را قبر حقیقت دل ماست

دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نشد

آری آن جلوه که فانی نشود نو خداست

 

 

و من الله توفیق

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386;ساعت 12:24;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

زنو آمد محرم به تن کن رخت ماتم 

 

  به اذن مادر ارباب عالم

 

                     دوباره آسمان را غم گرفته                   

                  

میل آن دارد ببارد

 

 دلم طاقت ندارد

 

 

 

پاسخي به شبهاتي پيرامون بزرگداشت قيام كربلا

 

س : 1 _ چرا بايد حادثه كربلا را گرامي بداريم  ؟

خاطره اي را كه قريب 14 قرن پيش رخ داده است ، چرا بايد كرد ؟ چرا بايد پس از گذشت نزديك به 14 قرن ، ياد آن را زنده نگه داريم و به ياد آن مراسمي را بر پا كنيم . ؟؟؟؟؟

ج )  در پاسخ اين پرسش ميتوان گفت : حوادث گذشته هر جامعه اي ميتواند در سرنوشت و آينده آن آثار عظيمي بر جا گذارد . اگر چه حوادث تاريخي عينا تكرار نمي شوند ، در جامعه شناسي ثابت شده است كه جهات مشترك فراواني ميان رخدادها وجود دارد . از اين روي ميتوان از حوادث گذشته در آينده بهره برد . چنانچه قران كريم پس از نقل داستانهاي پيامبران و اقوام گذشته ميفرمايد :

( لَقَد كانَ في قَصَصِهِم عِِبرَة لِاولي الباب . در قصه ها و داستانهاي گذشتگان براي صاحبان عقل و خرد عبرتي است . )

يعني احوال پيشينيان را بررسي كنيد تا دريابيد چه نقاط قوتي در كار آنان بوده است و شما نيز آنها را به كار گيريد و نيز ضعفهاي آنان را ببينيد و از تكرار آنها بپرهيزيد .

از آن گذشته ياد آن خاطره ها در سعادت جامعه تاثير داشته و ميتوان در زمان بيان آنها عامل موثر بيشتري باشد .

 

س : 2 _ چرا براي بزرگداشت عاشورا به روش بحث و گفتگو اكتفا نمي شود ؟

زنده نگه داشتن عاشورا فقط منحصر به عزاداري و سينه زني و .... نيست؛ بويژه با توجه به زيانهاي اقتصادي كه به همراه دارند . اين خاطره ها را ميتوان به گونه اي تجديد كرد كه زيانهاي كمتري داشته باشد .

ج ) بي شك بحث درباره شخصيت سيدالشهدا (ع) تشكيل ميزگردها و كنفرانسها و ..... در اين باره بسيار مفيد است ، اما اين اقدامات كافي نيست . در كنار آن عزاداري نيز لازم است . براي توضيح اين امر نظر روانشناسانه به انسان ميافكنيم تا ببينيم چه عواملي در رفتار او تاثيرگذار است .

با دقت در رفتارهاي انسان ميتوان پي برد كه دو دسته از عوامل در رفتارهاي او نقش اساسي ايفا ميكنيد : دسته اول عوامل شناختي هستند كه موجب مي شوند انسان مطالبي را از مقوله هاي مختلف با استدلال هاي عقلي و تجربي مناسب با آن بپذيرد . شناخت به طور قطع تاثير در رفتار انسان دارد ، ولي يگانه عامل موثر نيست . عوامل ديگري هستند كه شايد تاثير آنها بيش از شناخت باشد . اين عوامل را به طور كلي احساسات و عئاطف و تمايلات و ... مينامند . اين سلسل از عوامل دروني و رواني اند كه در رفتار انسان تاثير مي گذارند .

حال پس از آنكه پذيرفتيم براي حركتهاي آگاهانه و رفتارهاي انسان دو دسته عوامل شناختي و انگيزشي لازم  است و بعد از اينكه دانستيم حركت سيدالشهدا چه نقش مهمي در شعادت ما داشته ، در ميابيم كه اين شناخت خود به خود براي ما حركت آفرين نيست . هنگامي دانستن و به ياد آوردن آن خاطره ها ما را به كاري مشابه كار امام وا مي دارد كه در ما انگيزه اي پديد آيد و بر اساس آن ما نيز دوست داشته باشيم آن كار را انجام دهيم . و شناخت تنهايي اين ميل را به وجود نمي آورد ، بلكه بايد عواطف و احساسات ما تحريك شوند . پس عزادراي لازم ميباشد .

 

س : 3 _ چرا بايد به ياد واقعه عاشورا فقط عزاداري كنيم ؟

بايد در جامعه عواملي ايجاد كرد تا احساسات و عواطف ديني مردم تحريك شود و آنان را براگيزاند تا به هدف او علاقه مند شوند و راه سيدالشهدا را ادامه دهند . اما موضوع ديگري مطرح ميشود كه آيا يگانه راه برانگيختن احساسات و عوطف عزاداري و گريه بر امام حسين (ع) است ؟

عواطف مردم را با جشن و سرور نيز ميتوان تحريك كرد. در ايم ولادت از جمله ولادت سيدالشهدا ، و آنگاه كه مراسم جشن برگزار ميشود ، اشعاري در مدح آن حضرت خوانده شود و مردم شور و نشاط ميابند و عواطفشان برانگيخته ميشود. با اين وجود چرا از مرا سمات شاد استفاده نميشود .

ج) بايد توجه داشت كه احساست و عواطف انواع مختلفي دارند ، و تحريك هر كدام بايد به نحو مناسبي انجام شود  . شهادت سيدالشهدا واقعه اي بود كه در تاريخ اسلام نقش مهمي ايفا كرد و مسير تاريخ اسلام را تغيير داد . شهادت آن حضرت درسي براي نهضت و براي مقاومت و براي استقامت و ... تا روز قيامت براي انسان ها آموخت . از اين رو براي تجديد خاطره اين حادثه بزرگ ، جشن و شادي مناسب نيست . بايد كاري كرد حزن مردم برانگيخته شود ؛ اشكها از ديده جاري شود ؛ و شور و عشق در دلها پديد آيد . در اين باره چيزي كه ميتواند چنين نقشي را ايفا كند همين مراسم عزاداري و گريستن است . در حالي كه برگزاري مراسم جشن و شادي هيچگاه چنين تاثيري نميتواند داشته باشد . خنده و شادي هيچگاه انسان را شهادت طلب نميسازد و او را به صحنه جهاد نزديك نميسازد . همين عشق به امام حسين (ع) و عاشورا بود كه سختيها و مصيبتهاي هشت سال دفاع مقدس را هموار ساخت . روحيه شهادت و جهاد از سوز و اشك و عشق به وجود مي آيد كه عزاداري امام حسين (ع) بهترين راه وصول به اين روحيه است .

 

س : 4 _ چرا بايد دشمنان امام حسين (ع) يا دشمنان اسلام را لعن كرد ؟

چنين پرسشي را غالبا منافقان ، به ويژه منافقان مدرن مطرح ميسازند . آنان ميگويند ما قبول داريم كه بايد اين خاطره ها زنده بمانند ، اما در عزاداريها افزون بر يادكردن خاطره آن حضرت و گريه بر شهادت او ، لعن و نفرين بر دشمنان او صورت ميگيرد و اين امر نوعي خشونت به شمار مي آيد كه با منش انسان مدرن سازگار نيست . آيا لازم است لعن كردن . چرا در زيارت عاشورا صد مرتبه دشمنان امام حسين (ع) را لعن شده ؟ آيا بهتر نيست بجاي صد مرتبه لعن ، صد مرتبه سلام بر امام حسين (ع) بفرستيم ؟ در اين عصر بايد با لبخند و شادي با مردم رفتار كرد و از صلح و آشتي صحبت كرد .

ج ) همان گونه كه سرشت انسان از شناخت شكل نيافته و بخشي از آن را احساسات و عواطف تشكيل داده . و عولطف نيز منحصر به عواطف مثبت نيست . انسان موجودي است كه هم عاواطف مثبت و هم عواطف منفي دارد . همانگونه كه در وجود انسان شادي وجود دارد ، غم هم در وجود او هست . هيچ انساني نميتواند بدون غم يا دون شادي زندگي كند ، همانگونه كه خدا در انسان استعداد خنديدن را نهاده ، استعدا گريست را به او عطا كرده و همچنانكه در جاي خود خنده خوب است ، گريستن در جاي خود پسندده است . به كار نگرفتن بعضي استعدادهاي خدادادي معقول نيست . و بر اين اساس ، همين كه خدا در نهاد انسان استعدا گريستن را نهاده  ، دليلي است بر اينكه گريستن در مواردي لازم است و اين استعداد در وجود او لغو و بيهوده نيست بنابراين گريه در زندگي انسان نقش خاصي دارد .

خداوند در نهاد انسان محبت را آفريده تا به كساني كه به او خوبي مي ورزند ابراز محبت كند . نقطعه مقابل محبت ، بغض و كينه است . همانگونه كه انسان به طور فطري كساني را كه به او خوبي مي كنند دوست دارد  ، همچنين سرشت او چنان است كه كساني را كه به او ضرر و زيان مي زنند را دشمن بدارد . البته ضررهاي دنيوي و مادي براي مومن اهميت ندارد ؛ و دنيا در نظر مومن ارزش ذاتي ندارد ؛ اما ضررهاي معنوي كه متوجه سعادت ابدي انسان مي شود ، قابل اغماض و گذشت نيست . قرآن ميفرمايد :

( إن الشيطانَ لَكُم عَدُوٍّ فاتخذوهُ عَدُوًّا ؛   شيطان دشمن شماست ، شما هم با او دشمني كنيد . )

از اين روي با شيطان نمي شود كنار آمد . در غير اين صورت ، انسان نيز شيطان مي شود . اگر دوستي با اوليا و دوستان خدا امري شايسته است ؛ دشمني با دشمنان خدا نيز ضرورت دارد . اين امري فطري است و عامل تكامل و سعادت انسان است . اگر دشمني با دشمنان خدا مطرح نشود ، به تدريج رفتار با آنان دوستانه شده ، فرد بر اثر معاشرت با آنان رفتار و سخنانشان را مي پذيرد و رفته رفته شيطاني همچون آنان ميشود.

 

بر گرفته از کتاب آذرخش کربلا . نوشته آيت الله مصباح يزدي

 

 طراح هر دوتا عکس داداشمه

 

       

        اون زمونا تا می دیدم دلم اسیر ماتمه

                                           صدایی تو دلم میگفت بیا که باز محرمه

        از کوچه های عشق تو خاطرها تو سرم

                                           لباس سیام رو می بینید این هدیه مادرمه

        بازم صدایی تو دلم میگه بهار ماتمه

                                           لباس سیام رو بیارین ماه خدا محرمه

        یه دل دارم مال توئه همیشه دنبال توئه

                                           از اون قدیما بسته سیاهی شال توئه

        دلی که مست عشق توست خسته از این زمونه شد

                                           بوی محرم رو شنید یه بار دیگه دیوونه شد

 

 

با سلام به تمامي دوستان . ديگه محرم رسيده. و منم اول به ساحت مقدس آقا امام زمان ( ارواحنا فداه ) و هم به شما عزيزان تسليت ميگم . انشاالله كه به خوبي عزاداري كنيم و در سايه الطاف ائمه اطهار (ع) باشيم .

                                                      ما رو هم دعا كنيد . يادتون نره  .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386;ساعت 22:25;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

 

 

در بركه دل غدير خم مي سازم

در هاي گناه را پلم مي سازم

در كارگه سينه خود پنهاني

  با نام علي بمب اتم مي سازم

 

 

         

         ايمان به جز نام علي پايه ندارد

                          قرآن به جز نام علي آيه ندارد

         رفتم به بر سايه لفش بنشينم

                                ديدم كه علي نور بود سايه ندارد .

 

 

 

 

با سلام به همه شیعیان جهان  . همگی خوبید . میگم عید همتون مبارک باد . انشاالله همگی از شیعیان واقعی آن حضرت باشیم . خیلی ببخشید ، حالم خوب نیست دیگه زیاد آپ نمیکنم . انشاالله مورد قبولشون بشه .

 

گویند علی را که خدا بود ، نبود

گویند که از خدا جدا بود ، نبود

من در عجبم میان این بود و نبود

این بود چه بودیست که هم بود و نبود

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386;ساعت 12:34;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

 

با سلام خدمت همه دوستان . همه خوبيد .

ديدم كه همه عزيزان در مورد امام زمان بيشتر موارد را نوشتند ، منم يكدفعه به ذهنم اومد در مورد برزخ بنويسم . موضوع جالبي هست . ميخوام به صورت قسمتي بنويسم ، تا همه حوصله خوندن رو داشته باشن .

 برزخ چيست

برزخ در لغت به معناي (( واسطه بين دو معنا )) هست . و در اصطلاح جغرافيايي به قطعي زميني اطلاق ميشود كه بين دو دريا ، دو قطعه خشكي وسيع را به يكديگر متصل كند . اين واژه در قرآن در سوره (( الرحمن ايات 19 تا 20 )) در همين مورد استعمال شده است .

و سپس اين كلمه معناي وسيعي پيدا كرده و به هر امري كه ميان دو چيز يا دو مرحله قرار گيرد اطلاق ميشود. و در اصطلاح ديني و شرعي به همين منظور اطلاق گرديده و به عالم قبر كه بين دنيا و جهان آخرت واقع شده ، ((برزخ )) گويند .

حضرت امام صادق (ع) ضمن هشدار از جهان آخرت ، در تعريف آن مي فرمايد :

برزخ عبارت است از زمان مرگ تا روز قيامت . ‌‌‌( قلت : ما البرزخ ؟ فقال (ع) : القبر منذ حين موته الي يوم القيمة ) (تفسير نور الثقلين . جلد 3 ص 553 )

و بالاخره امام علي (ع) در مورد تعريف ان ميفرمايد : ( هو امر و بين الامرين ، و هو الثواب و العقاب ، بين الدنيا و الاخره ...) برزخ ميان دو امر است و آن ثواب و عذاب در بين دنيا و آخرت است . ( بحار الانوار جلد 78 ص 148)

از مجموعه اين عبارات و سخنان معصومين استفاده ميشود كه ( برزخ ) از زمان مرگ تا روز رستاخيز است .

 

 

حساسيت برزخ

امام علي (ع) ميفرمايد : مرگ به هر ميزاني سخت و دشوار باشد ، عالم برزخ از آن دشوار تر است ، به ويژه براي كساني كه با گناه سنگين و غير بخشودني بميرند ، هان ! اي مردم بترسيد از عالم برزخ كه آن عالمِ تنگ و سخت و ظلمت و غربت است .

ودر سخن ديگر ميفرمايد مردم در اين دنيا به سير خود ادامه ميدهند ، اما خداوند زمين را بر اجساد آنها مسلط ميسازد ، گوشت و آثار ظاهريشان را از بين ببرد . (نور الثقلين . جلد 3 ص 554)

حضرت امام صادق (ع) نسبت به اين دوران هشدار داده و ميفرمايد : سوگند به خدا من نسبت به اين ايام شما وحشت ميكنم و جز از اين ايام نميترسم ! (نور الثقلين . جلد 3 ص 553)

((عمرو بن يزيد)) از ياران امام صادق (ع) ميگويد : من به آن حضرت عرض كردم : اي پسر پيامبر ! من از شما شنيدم كه فرموديد : شيعيان ما رد بهشت خواهند بود ، لطفا در اين زمينه توضيح بفرمائيد ، آيا با داشتن لغزشها و گناهان باز هم به بهشت ميروند ؟ حضرت فرمودند : آري ، حقيقت امر همين است ، بخشي از شما با شفاعت پيامبر ، و بخشي با شفاعت اوصياء او به بهشت ميرويد ، اما نگراني من از دوران دوزخ است .

 

حال با اين سخن ها نبايد ما بگوييم چون كه شيعه هستيم ، و به فرموده امام صادق (ع) به بهشت ميرويم ، پس گناه كنيم . نه ! اينطور نباشد . ما بايد دل آنها را شاد كنيم ، مخصوصا دل امام زمان ارواحنا فداه . پس تا زمان غيبت آن حضرت بگونه يك انسان كامل زندگي كنيم و خود را از گناه دور كنيم ، گرچه انسان ممكن الخطاست ، ولي بايد به خود سختي داد تا بتوان بنده خوب خدا و يكي از سربازان آقا امام زمان شد .

 

..::.. الا که راز خدایی                         خدا کند که بیایی ..::..

 

 طراح عکس . خودم

 

شهادت امام باقر (ع) رو به تمامی شیعیان جهان تسلیت میگم .

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386;ساعت 22:55;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

بسم رب الحیدر

 

سالروز ازدواج حضرت علی (ع)  حضرت زهرا (س) رو به تمامی شیعیان جهان تبریک میگم .

 

 

 

فاطمه جان ،بسته خدا عقد تو را باعلی

 

فاطمه شد چشم چراغ خانه ات یا علی

 

التماس دعا از همگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386;ساعت 12:24;  توسط ..::عاشق منتظر::..; 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیشاپیش شهادت نهمین پیشوای شیعیان را به پدر ان حضرت و ساحت مقدس اقا امام زمان و تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تولد

حضرت امام جواد(عليه السلام) در شهر مدينه و در سال 195 هجرى قمرى در شب جمعه نوزدهم ماه مبارك رمضان ديده به جهان گشود. پدر آن حضرت امام على بن موسى الرضا، و مادرش خانمى بود به نام سبيكه، از اهالى نوبه كه يكى از مناطق آفريقاست، و بعضى نيز گفته اند كه نام مادر آن حضرت خيزران بود، و بعضى گفته اند كه مادر آن بزرگوار از طائفه ماريه قبطيّه همسر رسول خدا و مادر ابراهيم فرزند رسول الله بوده است.

 

امام جواد(ع) فرمودند:

ثلاث من کن فیه لم یندم : ترک العجلة ، و المشورة ، و التوکل علی الله عند العزم .
سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری
.

(مسند الامام الجواد ، ص 247)

 

معجزات و كرامات حضرت جواد(عليه السلام) 

 شخصى به نام امية بن على القيسى مى گويد : من و حماد بن عيسى به خانه امام جواد(عليه السلام) در مدينه رفتيم تا با آن بزرگوار وداع كنيم، آن حضرت فرمود : امروز بيرون نرويد بلكه فردا براى مسافرت حركت كنيد، وقتى از خانه آن حضرت بيرون
آمديم، حمّاد گفت : من مى روم زيرا بار و اساس من حركت كرده است، من گفتم : لكن من مى مانم. سپس حمّاد رفت و در آن شب در ميان دره اى كه قافله در آن حركت مى كرد سيل آمد و حمّاد غرق شد، و قبر او نيز در همان مكان است.

بحار الانوار جلد 50 صفحه 43

 

شهادت امام جواد(عليه السلام)

معتصم عليه اللعنة و العذاب آن حضرت را از مدينه به بغداد احضار كرد و آن حضرت در اواخر محرم سال دويست و بيست به مدينه وارد شدند و در آخر ذوالقعده همان سال از دنيا رفتند، آنچه مرحوم مفيد نوشته است اشعار به آن دارد كه شهادت آن حضرت ثابت نيست، لكن علاوه بر قرائن كه عبارت از احضار جبرى آن حضرت از مدينه و وفات آن بزرگوار پس از مدت كوتاهى «كمتر از يك سال » است، مرحوم مجلسى در جلد 50 بحار الانوار صفحه 17 از كتاب عيون المعجزات نقل كرده است كه به دستور معتصم و به وسيله امّ الفضل دختر مأمون آن حضرت را مسموم نمود، و العلم عندالله.
آن حضرت در 27 ذى القعده سال 220 در سن 24 سال و چند ماه به شهادت رسيد.
 

زيارتنامه امام جواد عليه السلام

* سلام بر تو اى ولى خدا * سلام بر تو اى حجت خدا * سلام بر تو اى نور خدا در تاريكي‌هاى زمين * سلام بر تو اى فرزند رسول خدا * سلام بر تو و بر پدران (پاك) تو * سلام بر تو و بر فرزندانت * سلام بر تو و بر دوستانت گواهى دهم كه به راستى تو * برپاداشتى نماز را و بدادى زكات را و امر به معروف و نهى از منكر كردى * و تلاوت كردى قرآن را چنانچه بايد و جهاد كردى در راه خدا آن طور كه شايد * و شكيبا بودى بر آزار مردم در مورد (كار) خدا تا مرگت فرا رسيد آمده‌ام به درگاهت براى زيارت * در حالى كه عارفم به حق تو و دوست دارم دوستانت را و دشمنم با دشمنانت پس شفاعت مرا بنما در پيشگاه پروردگارت. *

 

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386;ساعت 13:48;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

 

         السلام علیک یا علی بن موسی الرضا        

 میلاد با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا ، بر تمامی شیعیان مبارک باد 

 

مروری کوتاه بر زندگی آن حضرت

ابوالحسن علي بن موسي (ع) ملقب به «رضا» امام هشتم از ائمه اثني عشر (ع) و دهمين

 معصومين از چهارده معصوم (ع) مي باشد. سال تولد آن حضرت را 148 و 153 ه.ق و ماه تولد

 ايشان را بنا بر روايت ذي القعده  گفته اند .

كنيه آن حضرت ابوالحسن و چون حضرت امير (ع) نيز مكني به ابوالحسن بوده است

حضرت رضا (ع)  را ابوالحسن ثاني گفته اند. مشهورترين لقب ايشان «رضا» بوده كه بنابر روايتي

در عيون اخبار الرضا (1/13) علت ملقب بودن آن حضرت به «رضا» اين بوده است كه ...... هم

 دشمنان مخالف و هم  دوستان موافق به (ولايت عهد او) رضايت دادند و چنين چيزي براي

هيچيك از پدران او دست نداده بود،  از اين رو در ميان ايشان تنها او به «رضا» ناميده شد.

مادر آن حضرت (ام ولد) به اغلب احتمالات  از مردم شمال آفريقا يا مغرب مراكش بوده است.

یک داستان از زندگی آن حضرت

ابراهيم سهل گفته است:‌وقتي حضرت رضا (ع) را ملاقات كردم ، آن حضرت سوار بر حماری بود من كه به آن حضرت رسيدم عرض كردم كه چه كسي تو را امام و پيشواي مردم قرار داده و حال آنكه بسياری گمان ميكنند كه پدر تو، تو را وصي خود قرار نداده و تو از پيش خود ادعای امامت میكنی. فرمود: علامت امامت به نظر تو چيست؟ عرض كردم: علامت امامت در نظر من اين است كه امام از امری كه خارج از اينجاست خبر دهد و اينكه زنده كند و بميراند. فرمود: من هر دو را انجام ميدهم. اما امر خارج از اين خانه اين است كه تو 5 دينار همراه داری و اما ديگر اينكه همسر‌ تو يكسال است كه مرده و من اكنون او را زنده كردم و تا يكسال نزد تو زنده مي گذارم پس او را ميميرانم. ناگهان لرزش بر من افتاد و مضطرب شدم فرمود: ترس را از خودت دور كن كه تو در امانی. من به خانه آمدم وديدم كه زوجهام در خانه است به او گفتم كه چه كسی تو را آورده است: همسرم فردی را با صفاتی توصيف كرد كه با امام رضا (ع) تطبيق ميكرد. گفت آن شخص نزد من آمد و فرمود برخيز و نزد شوهرت برو،برای تو بعد از مردنت فرزندی خواهد بود. بعد از آن خدای متعال به بركت امام رضا (ع) فرزندی به من عطا كرد.

(كرامات رضويه، ج 2 – ص 35 و 36).

چند حدیث از آن حضرت 

۱- ان الرجل ليصل رحمه و ما بقي من عمره إلا ثلاث سنين فيزيد الله تبارك و تعالي في عمره ثلاثين سنة ان الله تبارك و تعالي يفعل مايشاء و ان الرجل ليقطع رحمه و قد بقي من عمره ثلاثون سنة فيجعلها الله له ثلاث سنين ان الله يفعل ما يشاء (ص 40 حديث ش 110)

مردي كه از عمر او سه سال باقي مانده بود بواسطة صلة رحمي كه به جاي آورد خداوند تبارك و تعالي عمر او را به سي سال افزايش داد بيترديد پروردگار متعال هر چه اراده فرمايدهمان خواهد شد و مردي كه سي سال از عمرش باقي مانده بود به علت قطع رحمي كه كر عمرش به سه سال كاهش داد همانا خداوند قادر متعالانجام ميدهد آنچه را بخواهد

 

 

 

2- اجتهد و اأن يكون زمانكم اربع ساعات، ساعة لله لمناجاته و ساعة لأمر المعاش و ساعة لمعاشرة الاخوان الثقات و الذين يعرفونكم عيوبكم و يخلصون لكم في الباطن و ساعة تخلون للذاتكم و بهذه الساعة تقدرون علي الساعات الثلاث:

بكوشيد اوقات شبانه روزتان به 4 بخش تقسيم شود: 1- قسمتي مخصوص به عبادت و راز ونياز با پروردگار 2- ساعاتي براي تأمين امور زندگي 3- بخشي صرف معاشرت با دوستان مورد اعتمادي كه عيبهايتان را بيشايبه به شما بازگويند و باطناً نيز دوستي مخلص باشند 4- ساعاتي هم اختصاص به استراحت و بهرهمندي از تفريحات سالم و لذتهاي مشروع، استفاده مطلوب از اين قسمت است كه شما را بر آن سه تاي ديگر توانايي ميبخشد.

 

 

۳- صلة الارحام و حسن الجواز زيادة في الاموال:


صله رحم و حسن همجواري موجب ازدياد ثروت خواهد شد

 

 

  یه حرم پر ازصفا          میون قلب عاشقا

 

  هزار هزار بال ملک       فرش حرم تا به خدا

 

  گنبد طلا ایون طلا         صحنت طلا دستت طلا

 

 هر چی بگم ازت کمه        خودت طلا امام رضا

 

 

 

 

 

التماس دعا ...

 

 ... .. ..بر سجده هر نماز مهدی صلوات .. .. ...    

 

 

 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386;ساعت 23:29;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

 

      بسم رب المهدی

 

                   سلام . میگم این آپ رو حتما تا آخرش بخونید . از دستتون میره اگه نخونید .

                         

 

                  حذیفه می گوید : دیدم رسول معظم اسلام (ص) پرده کعبه را گرفته و گریه میکند . عرض کردم یا رسول الله !

                  چه چیز شما را به گریه در آورده است ؟ خداوند چشمان شما را نگریاند . حضرت فرمودند :

                  ای حذیفه : دنیا از بین رفته یا مثل اینکه تو در این دنیا نبودی . عرض کردم پدر و مادرم قربانت ! آیا علائمی

                  هست که دال بر وقوع این وضع در دنیا باشد ؟ فرمودند : آری _ ای حذیفه !_ مطالبی که میگویم به قلبت بسپار

                   و با چشمت ببین و با انگشتانت شماره کن :

 

1)      وقتی که امت من نماز را ضایع میکنند .

2)      از شهوات پیروی کنند .

3)      خیانت در میان مردم زیاد میشود .

4)      امانت و امانت داری کم شود .

5)      مشروبات الکلی بنوشند .

6)      فضا تاریک میشود

7)      به واسطه خشکسالی ، آب قناتها و چاهها کم شود.

8)      آسمان و این فضای لایتناهی غبار الوده شود . ( ممکن است کنایه از ظلم های جهانی باشد .)

9)      امنیت از راههای زمینی و هوایی برداشته شود .

10)  مردم همدیگر را لعن کنند .

11)  خانوادهها در امن فساد سقوط کنند . ( مانند بی حجابی و رقاصی )

12)  مردم در زندگی گرفتار تجملات و مد پرستی شوند و سرانجام قناعت و میانه روی مترک میشود .

13)  افراد جامعه نسبت به یکدیگر بدبین شوند و عدم اعتماد در جامعه سایه افکند .

14)  سالهای دنیا پست و خوار شود .

15)  درختکاری زیاد شود ، محصول کم شود .

16)  قیمتها بالا رود .

17)   پرده از باطن مردم برداشته شود. ( جنایتکاران و دنیا پرستان شناخته شوند . )

18)   بادها زیاد شود .

19)   عمل شنیع لواط علنی شود.

20)  خلاف پسندیده شود .

21)  تجارت و کاسبی دچار سختی شود و اشیاء مورد درخواست کم شود .

22)  تمام برنامه ها را با کمال گستاخی و خودسری بر مبنای هوای نفس پیاده کنند .

23)  فحش دادن به پدر و مادران را وسیله سرگرمی و مزاح قرار دهند .

24)  آشکارا ربا بخورند و از خدا ترسی ندشته باشند .

25)  بی عصمتی و زنا در میان مردم رواج پیدا کند .

26)  خشنودی و راضی بودن از زندگی و برنامهء آن بسیار کم شود.

27)  افراد نادان زمام امور را به دست بگیرند .

28)  خیانت به اقسام مختلف در میان همه طبقات زیاد شود .

29)  امانت را بی اهمیت بدانند و به آنها بی اعتنا باشند و افراد امین کم باشد .

30)  افراد از اخلاق و کار خویش تعریف کنند .

31)  نادانها به دلیل نادانی خود مشهور شوند .

32)  مردم خانه های خود را بیارایند . دیوار های آن را زینت کنند .

33)  قصرها و خانه های بلند ساخته شود.

34)  باطل را به لباس حق جلوه دهند .

35)  زشتی دروغ از بین رود .

36)  اگر کسی در عملش صحت عمل داشته باشد آن را ضعیف بشمارند .

37)  پستی و سرزنش خود را به حساب عقل بگذارند .

38)  گمراه رفتن و راه کج رفتن را هدایت شمارند .

39)  بیان را کوری بدانند.

40)  دانشمند اگر بخواهد از علم خویش به نفع خود  و جامعه حرف بزند ، او را جاهل بدانند .

41)  نشانها بسیار شود . علامتها یکی پس از دیگری ظاهر شود.

42)  تحقیق نکرده سخنان دور از حقیقت گویند .

43)  آسیای مرگ بر سر حامعه بچرخد . (افراد بیگناه را قتل عام کنند و بمباران مناطق مسکونی و .... )

44)  و خموشی را بی خردی بدانند .

45)  مردم از نظردید قلبی کور شوند و حقایق را نبینند .

46)  کارهای ناپسند بر اعمال خوب غلبه کند .

47)  محبت به یکدیگر و صله رحم کم شود .

48)  تجارت و بازرگانی  زیاد شود . و مردم کارهای باطل را نیکو بدانند .

49)  جان خود را به یکدیگر به خاطر شهوتهای زیادی که دارند ، بذل کنند .

50)  کارهای بزرگ اسان شود .

51)  از پوشیدن پوستهای حیوانهای حرام گوشت باکی نداشته باشند .

52)  جامه های نرم و نازک و زیبا می پوشند . ( بدن آنها از روی لباس پیدا است )

53)  رغبت بر دنیا پیدا کنند و آن را بر آخرت مقدم دارند .

54)  رحم از دلهای همه مردم رود .

55)  فساد جنبه عمومی پیدا کند . ( خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو )

56)  قرآن را به بازی بگیرند .

57)  اموال بیت المال را مال شخصی خود بدانند یا حقوق شرعیه خود را ندهند و بگویند مال خودمان است .

58)  مسکرات را با تغییر نام حلال بدانند .

59)  در وقت دادن زکات مال خود خیانت کنند . 

60)   ربا را با نام خرید و فروش و اجازه دادن محلی از مقروض بگیرند .

61)  در فسق و فجور مردها با مردها و زنها با زنها  برابری کنند .

62)  به نافرمانی از خداوند (گناه کردن ) مباهات کنند .

63)  دلهای مردم پر از تکبر شود و ظلم در پادشاهان و نادانی در مردم ظاهر شود.

64)  در چنین وضعی دیندار باید دین خود را بردارد و از این طرف به آن طرف و

      از این قله به آن قله برود تا سلامت دین داشته باشد .

65) از اسلام چیزی باقی نماند جز اسمی و از  قرآن چیزی نماند جز رسمی .

66) قرآن بخوانند در حالی که از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعده های خداوندی و وعیدهای

 آن عملا در میان مردم خبری نباشد و از خداوند نترسند و به یاد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بی خبر

 باشند.

67) در این حال مساجدشان آباد باشد ولی دلشان خالی از تقوا و ایمان .

68)علما و دانشمندان آن زمان بدترین مردم روی زمین باشند و تمام فسادها و فتنه ها از ناحیه آنها برخیزد و

 بازگشت همه آن فسادها به خودشان باشد .

69) مردم خیّر و نیکوکار و مراکز خیر از بین رود اما اهل شرّ و فساد بمانند .

70) مردم به خداوند عالم در کارهایشان بی اعتنا باشند و اعمالشان از روی  تحقیق نباشد .

71) تنها محبوب مردم پول باشد . (ثروت از راهی که بیاید ، حلال یا حرام ، مانعی نداشته باشد )

72) هرقدر ثروتشان زیاد شود باز گویند فقیریم .

 

               

 

** انشاالله این 72 علامت را به منزله یک آیینه قرار داده و آن را در مقابل جهان امروز بگذاریم .

 و امیدوارم از این جمله ادم ها نباشیم .

!!!!! در پناه حق !!!!!

 

*برگرفته از کتاب نشانه های ظهور او ، نوشته مرحوم حاج شیخ محمد خادمی شیراز*

                     

                                                                                                           

 طراح عکس . داداشم

 

                             مهدی به علم داری

                                      مانند ابالفضل است

                                                در وقت فرج او را   

                                                          سر بند ابالفضل است

 

                                                     

       

                       *التماس دعا*

                     

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386;ساعت 1:27;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

ای خدا ، بازم جمعه شد ولی هنوز امام زمان نیومده .

یعنی میشه آقا بیاد تا جهان رو عدل و داد بگیره . تا این دخترهایی که با قیافه هایی بزک کرده میامدن بیرون از امام زمان خجالت بکشن و مثل آدم و مثل حضرت زهرا و حضرت معصومه ((که این هفته ولادت ایشون هست )) بیان بیرون تا ما پسرها هم کمتر گناه کنیم .

یعنی میشه موقعی ک امام زمان میاد من باشم ، یعنی میشه منم جزو کسانی باشم که اقا اون ها رو می بخشه . یعنی میشه منم روی زیبای یوسف فاطمه رو ببینم .

خدایا خیلی دوست دارم تا هر چه زودتر آقا بیاد و راحت بشم . از این آلودگی ها پاک بشم . 

ولی انگار بعضی ها دوست ندارن تا آقا بیاد . دوست دارن همین جوری باشن و  عشق و حالشون رو بکنن . من نمی دونم اینا شیعه هستن یا نه  . خلاصه بعضی ها انگار نمی دونن که امام زمان برای اعمال ما هر روز گریه میکنه و پیش خدا زمانت ما رو میکنه کمی صبر کنه ، شاید این بنده پشیمان شد و توبه کرد . ولی هر چی صبر میکنه هیچ کاری از ما نمی بینه .

 

  برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم نه     ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

 

  خلاصه همین  .  یکم راحت شدم این حرفا رو زدم .

 

 

شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است          لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

 

ما نوکر ارباب شما مهدی جان                    نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ولادت حضرت معصومه را پیشاپیش تبریک میگم.

 

((((حتما بخونید . از دسستون در میره ))))

 

مروری بر زندگی و درجه ان حضرت در نزد خدا

 

ولادت حضرت

 

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

 

فضيلت زيارت

 

 دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».

 

شفاعت حضرت معصومه (س)

 

 بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند»...

 

 ای روح محبت که به قم قائمه ای

 

 ای یاد آور زهد و عصمت فاطمه ای

 

معصومه ای و خواهر محبوب رضا

 

او عالم اهل بیت و تو عالمه ای

 

 

قال الصادق (عليه السلام) : ستدفن بضعة مني بقم من زارها عارفا بحقها وجبت له الجنة .

هر كس پاره تن من، فاطمه را در قم زيارت كند در حالي كه منزلت او را بداند بهشت بر او واجب ميشود.

 

 

 ولادت حضرت معصومه (س)  را به ساحت مقدس آقا امام زمان و به همه شیعیان جهان تبریک میگویم .

 

  

  

 

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386;ساعت 22:0;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  | 

به

    

      به نام خدا

     

       1- عبادت بدون عقل

         ((اسحاق بن عمار گوید )) گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم : فدایت شوم

         من همسایه ای دارم که نماز خواندن و صدقه دادن و حج گذاردنش بسیار است و عیب ظاهری ندارد .

        - حضرت فرمود : عقلش چگونه است ؟

        - گفتم : عقل آنچنانی ندارد و در سطح پایینی است .

        - حضرت فرمود : در این صورت با آن اعمال ، درجه اش بیشتر نمی شود .

                                                                                                                          اصول کافی . کتاب العقل و الجهل ، ح 19

 

       2- دعایم استجابت نمی شود

         راوی گوید : به امام صادق (ع) عرض کردم : دو آیه در کتاب خدا که آن دو را می جویم ولی نمی یابم .

        - حضرت فرمود : آن دو آیه کدام است ؟

        - سخن خداوند عزّ و جلّ که می فرماید :

       ((ادعونی استجب لکم))

       ( بخوانید مرا تا استجابت کنم شما را .)

 

         و را می خوانیم ولی استجابتی نمی بینیم .

         - حضرت فرمود : گمان کرده ای که خداوند خلاف وعده کرده است ؟

         - گفتم : نه !

         - فرمود پس چرا استجابت نمی شود .

         - گفتم : نمی دانم .

         - فرمود ولی من تو را آگاه میکنم .

         هر کس که دستوراتی را که خداوند به او داده اطاعت کند ، آنگاه او را از راه دعا بخواند او را استجابت می کند .

         - گفتم : راه دعاکردن چیست ؟

         - حضرت فرمود : با حمد خداوند شروع می کنی و نعمتهایی که به تو داده را به زبان می آوری ،

          سپس او را شکر می کنی و بعد ازبر پیامبر (ص) صلوات می فرستی و گناهان خود را یاد آور میشوی و

          به آنها اعتراف می کنی و از آنها به خداوند پناه می بری . این است راه دعا کردن .

        - آنگاه فرمود : آیه دوم کدام است ؟

        - گفتم : سخن خداوند که می فرماید :

       ((و ما اَنفَقتُم مِن شیٍ فهو  یُخلِفُهُ و هو خَیرُ الرّازقین ))

       ( و آنچه انفاق می کنید خداوند عوض آن را میدهد و او بهترین روزی دهندگان است .)

 

          و من انفاق می کنم اما عوض نمی بینم .

         - حضرت فرمود : آیا گمان کرده ای خداوند خلاف وعده کرده است ؟

         - گفتم : نه !

         - فرمود : پس چرا عوض آن را نداده است .

         - گفتم : نمی دانم .

         - فرمود : آگر کسی مال حلالی را به دست آورد و در راه حلال انفاق کند 

           درهمی را انفاق نمی کند مگر اینکه عوض آن به او داده شود .

                                                                                                                                اصول کافی . باب الثناء قبل الدعا .

 

 

        ** شهادت امام صادق (ع) رئیس مذهب تشیع را به همه شیعیان جهان تسلیت

        عرض میکنم .**

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386;ساعت 18:50;  توسط ..::عاشق منتظر::..;  |